نازداداش

واسه پسرم

پویان خان

1396/5/3 23:39
نویسنده : مامان سارا
31 بازدید
اشتراک گذاری

سلاااام

امروز پویان خان با آقای همسر جانم رفته بودن استخر، که پویان یه عالمه ذوق کرده بود و خودش هم می‌گفت مامان من هیجان زده ام، چون میخام با بابایی برم استخر، بعدش هم میگه مامان من بابا رو بیشتر از تو دوس دارم ، منم میگم خوب چرا، میگه آخه مامان بابایی منو میبره استخر ، ولی تو که منو نمیبری

منم میگم خوب پویان تو دیگه ماشاالله بزرگ شدی ، تو رو راه نمیدن که بیای پیش خانما، بعد میگه آخه چرا مامان ، مگه من نامحرم خانما شدم

منم میگم آره دیگه بزرگ شدی نامحرم شدی واسه خانمها

خلاصه از استخر که اومدن ، رفته از مغازه آقا بستنی خریده و اجازه گرفته ، ولی دومین بستنی ایش رو بدون اجازه گرفته، منم میگم پویااان ،چرا نگفتی و رفتی بستنی گرفتی ، میگه وای مامان یادم رفت

بعد میگم خوب منم به آقا میگم که دفعه بعد بهت خوراکی نده

بعد پویان میگه خوب ، منم وقتی خوراکی ورمیدارم دیگه به آقا نمیگمزیبا

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نازداداش می باشد