نازداداش

واسه پسرم

یه شعر دیگه از همسر گلم، عشق خودم و...

1391/11/19 19:38
نویسنده : مامان سارا
733 بازدید
اشتراک گذاری
آه خواني

نازنينا تن غريبستان دل
در حقيقت دل اسير آب و گل

تن خرابات دلي صد پاره است
دل ميان سينه ها آواره است

طرز رفتار تو با دل خوب نيست
دل شكستن شيوه اي مطلوب نيست

طرز حيرت آور چشمان تو
عادت جادويي مژگان تو

داده بر بادم ، ببين حال مرا
كرده پر خون ناله احوال مرا

رحمتي كن يك وجب جانم بده
با دمت اكسير جانانم بده

كاشتم بذر وفا ، حاصل نداشت
كاش مي شد جاي غم آلاله كاشت

نازنين پژمردم از بي حاصلي
غرقه ام در بحر غم ، كو ساحلي

نازنين افسار دل دست غم است
مي برد هر جا كه آه و ماتم است

شيون و زاري امانم را بريد
پشت من از بار آه و غم خميد

نازنين احساس من تقديم تو
اسب ناآرام دل تسليم تو

طبع نيما انعكاس لحن تو
مي رسد بر دل فروغ صحن تو

نازنين وقتي كه حرف از ياس هاست
عطر تو در بيشة احساس هاست

زير باران زير زلف آبشار
وقت حيرت وقت تحويل بهار

روي گلبرگ شقايق روي راز
لابلاي كوچه باغ خواب ناز

مي توان نقش تو را تصوير كرد
خط و خالت را چو گل تحرير كرد

نازنين آلاله ها قرباني ات
بهترين آواز ها ارزاني ات

نازنين وقت طلوع ماه توست
در افق آتشگهي از آه توست

ارغوان انديشة دريا دلم
خيز و از گل صحبتي كن با دلم

شبنم آسا برگ گل را ناز كن
در ميان صحن دل پرواز كن

دفتر غم را ورق زن پاره كن
با نگاهت دردها را چاره كن

عادت تنبور و گيتارم بده
جرئت افشاي اسرارم بده

همچو منصوري سرِ دارم ببر
بر سر بالين دلدارم ببر

بيستون ديده و فرهاد اشك
تيشة شب ناله و فرياد اشك

بر من اي گل حيرت شبنم بده
بر مسيحم شاخه اي مريم بده

با من اي گل اين چنين سودا مكن
در ميان عاشقان رسوا مكن

رحمتي كن آبرويم را مريز
آبرويم را نگه دار اي عزيز

اي پريرخ ، آبروداري نما
عاشقي دلخسته را ياري نما

من خميدم زير طوفان نگاه
ناگهان در دل شكستم جام آه

ريخت آب آه و دل بيتاب شد
دختر شب ناله ها بي خواب شد

آه من همرنگ برگ لاله است
شيون من هم اتاق ناله است

چون سكوت مبهم بوداي دل
آه من مي جوشد از صحراي دل

آه من فرياد بي پژواك من
رعشة آواز بس غمناك من

مثل يك كودك كه خواهش مي كند
آه من در دل نيايش مي كند

آه من در لحظه هاي گنگ شب
نغمه ها از لاله ها دارد به لب

آه من در ناگهاني مي وزد
دل درون پيلة غم مي خزد

آه من ، اي آه من ، اي آه من
در شب غم بهترين همراه من

تا گرفتم راه بيراهي به پيش
با تو گفتم از غم و از آه خويش

با تو از غم گفتن اي زيبا خطاست
نزد شبنم شيون و زاري جفاست

با تو بايد از ني و آواز گفت
حرف هاي خوبي از پرواز گفت

با تو حرف لاله و شبنم خوش است
با مسيحا حرفي از مريم خوش است

با تو اسرار ازل خواندن خوش است
با شقايق ها غزل خواندن خوش است

با تو بايد صحبت از تصوير كرد
سورة آلاله را تفسير كرد

با تو بايد تيشه زد بر رازها
رفت تا آن سوي باغ ناز ها

با تو بايد مثنوي خواند از سحر
ياد كرد افسانه را بار دگر

با تو بايد خنده را دلشاد كرد
شعر گرم بوسه را فرياد كرد

با تو بايد بر وفا پابند بود
پيش تو همرنگ يك لبخند بود

با تو بايد گل بگفت و گل شنيد
در كنارت نغمة بلبل شنيد

گر كه كردم مويه هاي آتشين
من خطا كردم ببخشا نازنين

من نمي گويم دگر حرفي ز درد
از غم و از آه و از گل هاي زرد
 
 امیدوارم از این شعر خوشتون بیاد.

لبخند

 

قلبقلب

 
پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (5) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان ثمین
19 بهمن 91 3:39
سلام
چقدربااحساس


آره همه ی شعراش نازو قشنگه مث خودش
مامان ثمین
19 بهمن 91 3:41
راستی خاله جون به وبلاگ منم سربزن خوشحال میشم
مامان یاغمور
19 بهمن 91 21:37
کار بابابیی عالیه مگه شاعر هستن حتما هم به پویان جونم اسپند دود کن%


شاعر نیستند ولی واقعا هنرمندند،قلم خوبی دارند
نسرین خاله اسما
19 بهمن 91 22:08
چه شعر قشنگییییییییییییییییییییییی


مرس جانم
پرهام
27 بهمن 91 23:14
1

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نازداداش می باشد