نازداداش

اولین شب محرم

سلام دیشب شب اول ماه محرم بود و ما رفتیم هییت،که پویان خان با من نیومد و با آقای همسر اومد هییت که بعد از اتمام مراسم،تو راه برگشتنی،من گوشیم شل و ول تو دستم بود و آقای همسر دستش خورد و الحمد الله به خیر گذشت و گوشیم چیزیش نشد و به راه خودمون ادامه دادیم به سمت خونمون،که یهو بابایی یادش افتاد و پرسید که پویان اسپینرش کو،و من و پویان خان رفتیم و اسپینر  رو آوردیم که ناگفته نماند با غر اساسی توسط پویان خان که چرا من حواسم نبوده و اسپینرش جا مونده  الان هم میخام چند تا از مداحی هایی که پویان دوس داره رو براتون بگم: منم باید برم آره برم سرم بره جان آقام سنه قربان آقام بنی فاطمه مداحی حاج مهدی رسولی   ...
31 شهريور 1396

اسپینر

سلام پویان خیلی وقت بود که اسپینر میخاست  اون روز با بابایی رفتن یدونه خریدن،بعد فرداش میگه،بابایی میتونیم این رو ببریم عوض کنیم بابایی میگه نمیشه که از دیشب داری با اون بازی میکنی بعد میگه بایایی کاش تو اسپینر فروش بودی بعد میخاد بگه که این خیلی روان نمی چرخه میگه مامان مال یاسین که پسر عمه اش هس قشنگ روانیه بعد بابایی متوجه شد که یعنی روان نمی چرخه روان=روانی ...
1 شهريور 1396
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نازداداش می باشد